خرید بک لینک

جنگ عراق علیه کویت

به دنبال برقراری آتش بس در جنگ ایران و عراق در 19 مرداد 1367 (10 اوت 1988)
عراق كه از جنگ 8 ساله علیه ایران هیچ دستاوردی نیافت بار دیگر اسیر روح سركش خود شد و برای جبران سرخوردگی و مشكلاتش به كویت لشكركشی كرد.
جنگ 8 ساله عراق علیه ایران موجب شد كه عراق در پایان جنگ بدون اینكه به خواسته های مطرح شده در ابتدای جنگ دست پیدا كند دچار مشكلات شدید اقتصادی و افزایش بدهی هایش شود.
جنگ 8 ساله حدود75 میلیارد دلار بدهی برای عراق به بارآورد. این در حالی بود كه عراق برای بازسازی زیرساخت های خود باید هزینه های گزاف دیگری را متحمل می شد.
در این میان عراق 35 میلیارد دلار به كشورهای عربی بدهكار بود. مقام های عراقی معتقد بودند كه چون عراق به نیابت از این كشورها وارد جنگ شده و این جنگ به سود آنها بوده است بنابراین باید كشورهای عربی بدهی های عراق را ببخشند.
سرخوردگی ناشی از جنگ 8 ساله علیه ایران و مواجهه با مشكلات شدید اقتصادی محرك اصلی شكل گیری طرح اشغال كویت توسط عراق بود.
همزمان با تلاش صدام برای جمع آوری پول برای بازسازی عراق و درخواست از كشورهای عربی برای بخشیدن بدهی های بغداد عراق فشار زیادی را به كشورهای صادركننده نفت می آورد تا تولید نفت خود را با هدف افزایش قیمت آن كاهش دهند. در این میان كویت مخالف شدید كاهش تولید نفت بود.
مقام های عراقی كه به شدت از واكنش كشورهای عربی و به ویژه كویت در مقابل خواسته های خود ناخرسند بودند همزمان به طرح برخی ادعاهای مرزی و سرزمینی در مورد كویت پرداختند.
آنها مدعی بودند كه كویت از نظر تاریخی متعلق به عراق بوده و تنها زمانی به عنوان كشور مستقل معرفی شده است كه كشورهای بزرگ و در راس آنها انگلیس اراده كرده اند.
طرح این ادعاها بیشتر واكنشی به سرخوردگی و ناكامی عراقی ها در دست یابی به اهداف خود در جنگ با ایران بود. آنها از این طریق به دنبال بازگرداندن روحیه میهن پرستی عراقی ها بودند.
همزمان با طرح این ادعاها مساله نفت كویت و حفر چاههای نفت توسط كویت در مناطقی كه عراق مدعی بود كه در خاك آن كشور است تنش زا شد.
طبیعی بود كه صدام می پنداشت با تسلط بر منابع سرشار نفتی كویت خواهد توانست كشورش را از بحران اقتصادی نجات دهد و آن را به مثابه آب حیات برای جسم نیمه جان عراق می دانست.
میزان نفت عراق تقریبا به اندازه نفت كویت بود. با این تفاوت كه جمعیت عراق در آن زمان 25 میلیون نفر و كویت تنها 2 میلیون نفر بود و عراق و كویت در مجموع 20 درصد از كل نفت جهان را دارا بودند. همین مساله تسلط بر نفت كویت را برای عراقی ها وسوسه انگیز كرده بود.
روابط كویت و عراق كم كم رو به وخامت رفت. عراقی ها به شدت به كویت در مورد حفر چاه های نفتی كه آنها را متعلق به كشورشان می دانستند هشدار دادند و صدام بخشی از نیروهای نظامی خود را به سمت مرزهای عراق و كویت گسیل داشت.

نقش آمریکا در جنگ عراق علیه کویت
بعضى بر این عقیده هستند كه چراغ سبز دولت آمریكا به رژیم صدام، همچون چراغ سبز این كشور در تجاوز به ایران، موجب تشویق وى به این اقدام شد تا آمریكا بتواند به بهانه ى حمایت از دولت هاى وابسته و تحت سلطه خود، مجوز دخالت بیشتر را در منطقه و به ویژه در خلیج فارس كسب نماید (جنگ خلیج فارس در اسناد محرمانه، سالینجر واریك لوران، ترجمه هوشنگ لاهوتى، 1370). و اهداف شوم منطقه اى و بین المللى خویش را در شكل دادن به نظم نوین جهانى خصوصا در آن مقطع خاص كه ابر قدرت شرق دچار فروپاشى شده بود، محقق نماید. سخنان جرج بوش رییس جمهوری وقت آمریكا به خوبی گویای این سیاست آمریکا بوده و این نظر را تأیید می کند .وی در جریان جنگ چنین اظهار داشت که «موضوع تنها یك كشور كوچك نیست هدف ما یك عقیده تازه است ـ یك نظم نوین جهانی نظمی كه در آن كشورهای مختلف تحت یك جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت یعنی: صلح و امنیت آزادی و حاكمیت قانون دست یابند.»( روزنامه - جمهوری اسلامی, 13/05/1388

شورای امنیت و حمله عراق به کویت

در شورای امنیت سازمان ملل متحد ظرف چهار ماه دوازده قطعنامه علیه عراق به تصویب رسید که در تاریخ 46 ساله شورا رویدادی بیسابقه بود. قطعنامههای مذکور درخواستهایی را مطرح و شرایط گوناگونی به عراق تحمیل کرد، از جمله خروج کامل و بیقید و شرط از کویت. تعداد قطعنامههای شورای امنیت افزایش یافت به طوری که 23 قطعنامه در خصوص جنگ عراق و کویت به تصویب رسید.

در تاریخ دوم اوت 1990 درست چند ساعت پس از حمله عراق به کویت شورای امنیت با صدور قطعنامه 660 ضمن محکوم کردن تهاجم عراق، از این کشور خواست فوراً و بدون قید و شرط از کویت خارج شود.

صدام ضربالاجل شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ 26 دی 1369 حمله هوایی گستردهای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشکهای عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمیخواست کشورهای عرب از ائتلاف ضدعراق خارج شوند درصدد انتقامجویی برنیامد. یک نیروی زمینی که اغلب افرادش از قوای مسلح آمریکایی و انگلیسی و تیپهای پیادهنظام بودند ارتش صدام را در بهمن سال 1369 از کویت بیرون رانده و بخش جنوبی عراق را تا رود فرات اشغال کردند.

آمار قابل توجه جنگ خلیج فارس

تعداد نیروهای طرفین در این جنگ بیش از 1150000 تن بود که 550000 تن آن متعلق به عراق و 600000 نیرو متعلق به جبهه ائتلافیون بود. در این جنگ سلاحهای پیشرفته، هواپیماهای نسل جدید، موشکهای کروز و سلاحهای الکترونیکی به کار گرفته شد. ائتلافیون با انجام 100000 حمله هوایی بیش از 88500 تن بمب روی عراق فرو ریختند.

برای اولینبار در طول تاریخ جنگها نفت به عنوان یک شیوه بازدارندگی و تلافی جویانه در این جنگ بهکار رفت. عراق با به آتش کشیدن 735 حلقه چاه بزرگترین فاجعه اکولوژیک تاریخ را به وجود آورد.

این نبرد بنا بر گفته دانشنامه جنگ و صلح بزرگترین نبرد قرن بیستم پس از جنگ جهانی دوم از لحاظ تعداد تجهیزات و متحدان بود.

پیامدهای جنگ

پس از اتمام جنگ رابطه بین آمریکا و عراق همچنان متشنج ماند. سال93 سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ دبلیو بوش رئیسجمهور سابق آمریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند، اما مأموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در خودروی بمبگذاری شده را خنثی کردند. آمریکا در پاسخ به این اقدام حملهای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد.

تحریمهای سازمان ملل که به دلیل حمله عراق به کویت وضع شده بودند و از صادرات نفت عراق نیز جلوگیری میکردند، تا سال جاری همچنان بر جای خود باقیماندند. این تحریمها موجب سختی اوضاع زندگی و نابودی اقتصاد و زیربنای عراق شدند. تنها، قاچاق کالا در مرز سوریه و کمکهای انسانی باعث بهبود نسبی این بحران میشد.

در شمال و جنوب، مردم عراق از خانه و کاشانه خود آواره گردیده و برای نجات جان خود، رو به سوی کشورهای همسایه آوردند. در راه فرار و به علت گرسنگی و سرما و بیماری، بسیاری از کودکان و سالخوردگان جان خود را از دست دادند.

از میان کشورهای همسایه، دولت و ملت ایران ضمن تقبیح اعمال رژیم حاکم بر عراق و طلب مساعدت از جامعه ملل، با تمامی امکانات خود به یاری آوارگان پرداخت و این در حالی بود که بعضی از کشورهای همسایه از آوارگان عراقی با گلوله پذیرایی کردند.حدود یک میلیون آواره عراقی به ایران آمدند.

گامهای سراسر نادرستی که از سوی حزب بعث برداشته شد سرانجام دودمان فرمانروایی صدامیها را به پرتگاه نابودی برد، آنهم نابودی نه چندان سربلندانه و پر از خواری و له شدگی.

علت حمله عراق به کویت و پیامدهای آن

اعترافات صدام حسین درمورد حمله به کویت

صدام حسین: من شخصا نقشه حمله به کویت را کشیدم و از آنجا که کویت از لحاظ جغرافیا یک زمین باز است، اشغال آن احتیاجى به نقشه و منابع قدرت ندارد. هر کسى که اندک تجربه نظامى داشته باشد، مىتواند یک نقشه مؤثر و موفق راطراحی کند. اشغالکویت حدود دو ساعت و نیم وقت گرفت و همیناندازه نیز براى آن وقت در نظر گرفته بودیم؛ ولى عملا این امر نباید بیش از یک ساعت وقت بگیرد. با توجه به محبت مردم کویت به من، تصرف کویت باید در مدت زمان کمترى صورت مىگرفت. من در جلسات سابق نیز گفته بودم که مردم کویت از عراق خواسته بودند که آنها را از شر رهبرانشان نجات دهند.

جورج پیرو: چگونه شهروندان کویتى این خواسته خود را به اطلاع شما رساندند؟

صدام حسین: برخى از شهروندان و نه همه آنها این علاقه را داشتند و ما این علاقه آنها را احساس کردیم.

جورج پیرو: نیروهای عراقی به چه علت به شهر ساحلی خفجی حمله کردند و چه کسی چنین دستوری داد؟

صدام حسین: من بودم که نقشه این حمله را کشیدم و تصمیم ندارم مسئولیت اقدامات خودم را به دوش دیگران بیاندازم. بعد از تجربه جنگ هشت ساله با ایران از سال 1980 تا 1988 این کار بسیار آسان بود. هر طرح نظامى نیاز به اطلاعاتى در مورد جغرافیاى منطقه، سلاح و توانائىهاى دشمن دارد. همچنین شناخت توانائىهاى خود، میزان آموزش و امکانات لجستیکى و روحیه سربازان خودى لازم است. اصولا طرح حمله به شهر خفجى یک طرح ساده بود. زمین این شهر مانند زمین شهرهاى جنوب عراق باز است و هیچ موانع طبیعى در آن وجود ندارد و تنها عامل نگرانى ما نیروى هوایى دشمن بود.

جورج پیرو: آیا هدف حمله به شهر خفجى، مجبور کردن نیروهاى همپیمان به وارد شدن در یک جنگ زمینى با نیروهاى عراقى بود؟

صدام حسین:کارشناسان نظامى مىدانستند که هر حمله زمینى به نیروهاى ارتش عراق کار دشوارى است و دشمن براى حمله زمینى به عراق باید حداقل دو میلیون سرباز داشته باشد؛ ولى دشمنان به راحتى از نیروى هوایى خود استفاده مىکردند و به اهداف ارتش عراق حمله کرده و سپس به پایگاههاى خود باز مىگشتند. اطلاعاتی که ما به دست آوردیمنشان مىداد که نیروهاى دشمن در منطقه اطراف خفجى مستقر بودند. به همین منظور ارتش عراق تصمیم گرفت نیروهاى همپیمان را مورد تهاجم خود قرار داده و آنها را مجبور به جنگ زمینى نمایند. نیروهاى همپیمان به دنبال حمله عراق به آن منطقه از آنجا عقبنشینى کردند و از آن به بعد نیروهاى هوایى دشمن حملات پى در پى به مواضع ارتش عراق مىنمود و باعث شد که روز به روز خسارتهاى ما بیشتر شده و هر روز ما تعداد بیشترى از سربازان و از مهمات خود را از دست بدهیم. بدون اینکه دشمنى در پیش روى ما باشد. من با این سخن که نیروهای عراقی در خفجی شکست خورده و مجبور به عقبنشینی شدند مخالفم. نیروهاى ما در اصل تصمیم نداشتند شهر را اشغال کنند و تنها به دنبال مسلط شدن بر مواضع نیروهاى همپیمان بودند. بعد از اینکه ارتش عراق با هیچ مقاومتى در آن منطقه روبرو نشدند، نیروهاى عراقى روز دوم با تصمیم خود از آنجا عقبنشینى کرد. نیروهاى همپیمان تنها بعد از چند روز از عقبنشینى نیروهاى عراقى مطلع شدند.

جورج پیرو: آیا هدف شما از این حمله گرفتن اسیر آمریکائى بود؟

صدام حسین:هر چند که اصول جنگ بر مبناى کشتن دشمن و به اسارت بردن آن است؛ ولى هدف عراق بعد از چهارده روز از تهاجم نیروهاى همپیمان به نیروهاى عراقی این بود که خسارتهایى به نیروهاى دشمن وارد کنند.عراق نیز از در اختیار داشتن اسیر آمریکائى بدش نمىآید. به نظرمن گرفتن تعداد اسیر آمریکائى تاثیر بزرگى بر روحیه دشمن خواهد داشت. هجوم به خفجى شاید هم آن چنان مؤثر نبوده ولى در واقع ضرب شصتى به دشمن نشان داد و شاید این حمله باعث شد آمریکائىها حملات هوایى خود را بیشتر کرده و حمله زمینى خود را براى مدت بیشترى به تاخیر بیاندازند.این حمله زمینیباید مدتها پیش از این صورت مىگرفت؛ ولى به عللى انجام این حمله یک هفته به تاخیر افتاد و باعث شد دشمن فرصت بیشترى براى حملات هوایى داشته باشد.این امر باعث شد نیروى زمینى عراق بیش از پیش تضعیف شود. من تلاش عراق برای گرفتن اسیران آمریکایىبه منظورمتوقف کردن حملات هوایى نیروهاى همپیمان را به شدت رد میکنم.

جورج پیرو: در مورد موشکهای بالستیکی که به طرف اسراییل شلیک شد بگویید.

صدام حسین:خود من و نه شخص دیگرى دستور شلیک موشکهاى بالستیک به اسرائیل را دادم؛زیرا هر چه بلا بر سر ما آمده از اسرائیل است. همه رویدادهاى مضر و منفى که براى عربها روى داده ناشى از اقدامات اسرائیل بوده است.اسرائیل در واقع سیاستمداران آمریکایى را براى حمله به عراق تحریک کرده و دل آنها را نسبت به کشورهاى عربى پر از کینه و دشمنى مىکند. اسرائیل شروع کننده این حملات بود؛ زیرا در سال 1981 تنها نیروگاه هستهاى عراق را مورد تهاجم قرار داد.از نظر عراق جنگ با اسرائیل هنوز ادامه دارد. جنگ 1991 به دو دلیل رخ داد. اول نفت و دوم اسرائیل. کویت در واقع تصمیم نداشت علیه عراق اقدامى انجام دهد؛ ولى این ایالات متحده بود که این کشور را علیه عراق تحریک مىکرد.

جورج پیرو: ولى مورخان بر این باور هستند که این عراق بود که جنگ را شروع کرد؛ نه کویت.

صدام حسین: این اقدامات کویت بود که باعث این جنگ شد؛ ولى علل اصلى جنگ همان دو مورد است. من با این سخن که نیروهای عراقی در کویت شکست خورده و مجبور به عقبنشینی شدند، مخالفم. نیروهاىعراق در نتیجه تصمیم دولت، دست به عقبنشینى زدند. ما با روسها بر سر عقبنشینى بحث و گفتگو کردیم و در نهایت عراق قبول کرد؛ ولىجنگندههای نیروهاى همپیمان در زمان عقبنشینىرسمى ارتش عراق از کویت، این نیروها را هدف قرار دادند. طرح عقبنشینى نیروهاى عراقى از 12 آگوست 1990 تصویب شده بود؛ ولى هیچ کشورى از جامعه بینالملل یا حتى یک کشور عربى نبود که این طرح را با عراق بحث و بررسى کند. فرانسوىها در ابتدا با این طرح موافقت نمودند، ولى به دنبال فشار آمریکائىها مجبور شدند با طرح عقبنشینى مخالفت کنند. بعد از آن طرح روسهاعنوان شد و عراق نیز آن را پذیرفت.

جورج پیرو: در مورد نامه حسین کامل به علی حسن مجید که به نام شما ارسال شده بود، بگویید.در این نامه که از طرف صدام مطرح شده بود از على حسن مجید خواسته شده بود که ارتش عراق هر آنچه ممکن است در بازسازى عراق به کار آید را از کویت به عراق منتقل کند.

صدام حسین: این سخن تنها یک اتهام بیاساس است. روال عادى نامهنگاریهاى دولتى این است که چنین نامهاى از دیوان ریاست جمهورى ارسال شده باشد، در حالى که حسین کامل حتى منشى هم نبود. وى فقط یک وزیر در دولت عراق بود و معروف است که حسین کامل شیوه خاصى را براى اداره امور دارد.

جورج پیرو: منظور از «هر آنچه که در بازسازى عراق به کار مىآید» که در نامه درج شده، همان وسایلى است که ارتش عراق با خود به کویت آورده یا اینکه وسایلى است که در عراق وجود داشته است؟

صدام حسین: من به هر حال به ارتش دستور ندادمتا وسایل ارتش کویتو دارایىهاىاین کشور به عراق منتقل شود. شاید منظور، برخى تجهیزات کویتى است که وزرا معمولا از آن استفاده مىکنند مانند برق، آب و وسایل حمل و نقل و گوشىهاى تلفن. این در واقع یک پیام ساده وزیر به یک وزیر دیگر بود که از دیگرى مىخواهد وسایلى که نیروهاى عراقى با خود به کویت برده بودند را بازگرداند. در واقع داراییهای کویت به هیچ عنوان سرقت نشد.

جورج پیرو: آیا سران عراق اجازه داشتهاند که به اسمشما و از طرفشما نامهنگارى کنند، بدون اینکه شما اطلاع داشته باشید یا دستور آن را داده باشید؟

صدام حسین: همیشه همه جا افراد بد وجود دارند و به هر حال «حسین کامل» اکنون مرده است.من اطلاعى ندارم که دیگران نیز بدون اطلاعمن چنین دستوراتى را داده باشند.این نامه یک نامه رسمى نبوده و تنها راه براى نامهنگارى دولتى و رسمى از طریق دیوان ریاست جمهورى به على حسن مجید است؛ به خصوص در وضعیت شخصى همانند حسین کامل.

جورج پیرو: در مورد تعداد بالاى سربازان عراقى که به اسارت آمریکائىها در آمدند، چه میگویید؟ اینکه سران عراق از تعداد بالاى این اسرا که به 86743 نفر رسید، تعجب کرده بودند.

صدام حسین:به اسارت رفتن این تعداد از سربازان عراقى هیچ تاثیرى بر روحیهارتش نداشت. این اسرا مسئلهاى نبود که روحیه ما را متزلزل کند. بالاخره جنگ است و بد شانسى وخوش شانسى دارد. اسراى عراقى در واقع اسیر نبودند، زیرا به دنبال جنگ هر گونه وسایل تماس و ارتباط قطع شد و کمبود غدا به وجود آمد و سربازان دچار گرسنگى شدند، در نتیجه آنها به عربستان سفر کرده و در آنجا پناهنده شدندو گرفتار نیروهاى همپیمان شدند. حملات سال 2003 که تعداد اسیران کمترى داشت، تاثیرى بسیار بیشترى از حملات 1991 داشت.علت تعداد بالاى اسراى عراقى در جنگ 1991 در واقع شرایط جنگ در آن زمان بود. تعداد کم یا زیاد اسرا به هیچ وجه به معناى وضعیت جنگ یا پایان و نتیجه آننیست؛ همانطور که عراق در جنگ با ایران پیروز شد، ولى در واقع ایرانىها تعداد بسیار بیشترى از سربازان عراقى را به اسارت گرفته بودند. تعداد اسرا هیچ تاثیرى بر روحیه جنگ نداشته و باعث نمىشود فرماندهان طرحهاى نظامى خود را تغییر دهند. نیروهاى همپیمان نیز در نهایت وبه محض امضاى معاهده صلح توسط عراق، سربازان به اسارت گرفتار شده عراقى را آزاد کردند.

جورج پیرو: علت اینکه 45 اسیر نیروهی همپیمان را با آن وضعیت ناگوار در رسانهها نشان دادید چه بود؛ به خصوص اینکه مصاحبه با اسیران جنگى در رسانهها، برخلاف معاهده ژنو است.

صدام حسین:در مورد اسیران جنگى، به خصوص خلبانان بریتانیایى، آنها فقط از نحوهاسیر شدنخود صحبت کردند. برخى از ایناسیران را کشاورزان دستگیر کرده بودند و برخى دیگر توسط مردم عادى به اسارت گرفتار شده بودند. ارتش عراق در همه جا نبوده و بر همه چیز مسلط نبود و اطلاع دقیقى از نحوه برخورد مردم عادى با این اسرا نداشت، زیرا نیروهاى همپیمان تماس این گروهها را با یکدیگر قطع کرده بودند. هیچگونه شکنجهای علیه اسیران جنگی در عراق صورت نگرفت و شاید مردم عادى برخوردهاى غیر مناسبى با افرادى که به اسارت آنها در مىآمدند، داشتند.هر کسى که ادعایى برخلاف این داشته باشد، مسئولیت گفتهها و سخنان خود را دارد. از آنجا که وسایل ارتباطى توسط نیروهاى همپیمان در جنگ 1991 قطع شده بود، بدین جهت ارتش از این موارد اطلاع پیدا نکرد،ولى در واقع آذیت و آزار بدنى اسیران جنگى، مانند سوزاندن موهاى یک اسیر، حماقت استو از سربازانفهمیده ما بر نمىآید.در واقع هیچ دلیلى وجود ندارد که شکنجه اسیران جنگى توسط ما را اثبات کند.


برچسب: پیامدهای, نویسنده: بهراد صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی